مقایسه فرضیه های مختلف حسابداری

مقایسه فرضیه های مختلف حسابداری

گروه و اتوماسیون اداری ارگس - مقایسه فرضیه های مختلف حسابداری
مقایسه فرضیه های مختلف حسابداری
-

 در پی رواج این اندیشه‌های جدید، در مورد کارایی بازار و روش تحقیق تجربی (اثباتی) در بین محققان حسابداری، مسیرهای تحقیقاتی جدیدی باز شد. پیش از این زمان، این باور عمومی وجود داشت که اطلاعات حسابداری، ’تنها منبع اطلاعاتی‘ مورد استفاده‌ی سهامداران شرکت است.

لذا ادعا می‌شد که مدیران می‌توانند با تغییر روش‌های حسابداری و دستکاری سود، بازار را فریب دهند. به عبارت دیگر ادعا می‌شد که یک ’رابطه‌ی مکانیکی‘، بین سود حسابداری و قیمت سهم وجود دارد، به طوری که هر گاه سود بالا برود، قیمت سهم هم بالا می‌رود و هر گاه سود پایین بیاید، قیمت سهم هم پایین می‌آید، بدون توجه به این که تغییر سود ناشی از تغییر در واقعیت اقتصادی شرکت است یا ناشی از تغییر روش‌های حسابداری. این رابطه با نام‌های مختلفی چون: فرضیه‌ی مکانیکی، انحصارگرایانه و فرضیه‌ی رقیب، شناخته می‌شود.

با مطرح شدن ادبیات جدید، این فرضیه زیر سوال رفت، زیرا در ادبیات جدید، کارایی بازار، همواره به عنوان یک پیش فرض، پذیرفته می‌شود. در بازار کارا، ’رقابت‘ بر سر کسب اطلاعات، نمی‌گذارد، که یک منبع اطلاعاتی، در اطلاعاتی خاص، دارای انحصار شود، و از این انحصار خود برای فریب بازار استفاده کند. وجود این دو دیدگاه رقیب، محققان را برای پاسخ به سوال زیر به تکاپو واداشت:

آیا می‌توان با دستکاری سود (از طریق تغییر روش‌های حسابداری) بازار را فریب داد؟

فرضیه‌ای که بر اساس مفروض کارایی بازار، تشکیل شد، به فرضیه‌ی بی‌اثری[55]، معروف شد. نام‌های دیگر آن، فرضیه‌ی مشترک، و فرضیه‌ی صفر است. به آن فرضیه‌ی مشترک می‌گویند زیرا فرزند مشترکِ فرضیه‌ی بازار کارا، مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM)، و چند مفروض جانبیِ دیگر است. به طور کلی مبانی فرضیه‌ی بی‌اثری به شرح زیر هستند:

1)      بازار کارا است.

2)      قیمت‌گذاری در بازار، بر اساس مدل CAPM انجام می‌شود.

3)      هزینه‌ی قراردادها صفر است.

4)      هزینه‌ی اطلاعات صفر است.

5)      هزینه‌ی معاملات صفر است.

شرح مبانی

1)  بازار کاراست.

رجوع شود به خلاصه فصل دوم

2)   قیمت‌گذاری در بازار بر اساس مدل CAPM انجام می‌شود.

رجوع شود به خلاصه فصل دوم

3)   هزینه‌ی قراردادها صفر است. یعنی قرارداد بستن هیچ هزینه‌ای ندارد. یعنی وارد شدن به یک مشارکت با چند کارگزار اقتصادی دیگر، هیچ هزینه‌ای ندارد.

شرط برقراری این فرض آن است که در شرایط جدایی کارگمار-کارگزار، کارگزار (در اینجا مشخصاً مدیر)، هیچ گاه فرصت طلبانه عمل نکند، یعنی همیشه منفعت کارگمار را نصب العین خود قرار داده، و در شرایط تضاد منافع، هیچ گاه منافع شخصی خود را بر منافع کارگمار ترجیح نـدهد. اگر چنین باشد، آنگاه دیگر لازم نیست برای مشخص کردن حقوق و تکالیف هر یک از طرفین، قراردادی نوشته شود و به تبع آن، لازم هم نیست که در متن آن قرارداد، از اعداد حسابداری، به عنوان ابزار نظارت بر انجام تکالیف و دریافت حق، استفاده شود، تا پس از آن، کارگزارِ مسئول اعداد حسابداری (مدیر) انگیزه پیدا کند، با تغییر روش‌های حسابداری، این اعداد را دستکاری کرده و بر نحوه‌ی اجرای قرارداد اثر بگذارد و از این طریق کاری کمتر از تکلیفش انجام دهد و منابعی بیشتر از حق‌اش دریافت کند.

در یک بیان، هزینه‌های قراردادها صفر است یعنی هزینه‌های نمایندگی صفر است.

در واقع این فرض بر نادیده گرفتن نقش حسابداری در فرایند تنظیم قراردادها، بنا شده است. اگر این فرض برقرار نــباشد، آنگاه می‌توان گفت که مدیر انگیزه دارد تا منابع شرکت را حیف و میل کند. این حیف و میل منابع شرکت یا به بیانی دیگر، کم‌کاری‌ها و اسراف‌های او، هزینه‌هایی برای شرکت ایجاد می‌کند که هزینه‌های نمایندگی نامیده می‌شود. هزینه‌های نمایندگی، مسأله‌ای است که در طی سازوکاری که در فصل هشتم، مشروحاً ذکر شده (حمایت قیمتی)، منجر به عقد قراردادهایی بین مدیر و شرکت می‌شود. استفاده از اعداد حسابداری در متن این قراردادها به مدیر انگیزه می‌دهد که با دستکاری این اعداد، بر جریان‌های نقدی شرکت و خودش، اثر بگذارد.

(در اینجا هزینه‌ی قراردادها به معنی هزینه‌های نمایندگی گرفته شد، وگرنه در برخی تعاریف هزینه‌ی قراردادها چنان عام است که شامل هزینه‌های اطلاعات، معاملات، نمایندگی، و غیره می‌شود)

4) هزینه‌ی اطلاعات صفر است.

اگر هزینه‌ی اطلاعات صفر باشد یعنی هزینه‌ی کسب اطلاعات صفر باشد، آنگاه استفاده کنندگان از گزارش‌های حسابداری، بدون هیچ هزینه‌ای، می‌توانند از آن چه در درون شرکت می‌گذرد، به ویژه از روش‌های حسابداری مورد استفاده در تهیه‌ی سود حسابداری، مطلع شوند. این مسأله از این جهت اهمیت دارد که با پذیرش این فرض، دیگر فرقی نمی‌کند که مدیر از چه روشی برای تهیه‌ی سود، استفاده کند، یا روش محاسبه‌ی سود را تغییر دهد، زیرا کاربر صورت‌های مالی، به راحتی رقم سود ارائه شده را بر اساس روش‌های دیگر تعدیل می‌کند.

 

به این ترتیب، بازار، به راحتی و بدون هیچ هزینه‌ای می‌تواند بفهمد که سود ارائه شده ناشی از رویدادهای واقعیِ اقتصادی بوده است یا ناشی از تغییر روش‌های حسابداری و دیگر هیچ کم‌کاری و اسرافی را نمی‌توان در پشت اعداد حسابداری پنهان کرد. برقراری این فرض، انگیزه‌ی دستکاری سود به قصد فریب بازار، را از مدیر می‌گیرد

پذیرش این دو مفروض منجر به اتخاذ این دیدگاه می‌شود که روش‌های حسابداری، هیچ اثری بر جریان‌های نقدی شرکت و در نتیجه بر ارزش اقتصادیِ شرکت ندارند و لذا برای تعیین ارزش اقتصادیِ شرکت، روش‌های حسابداری هیچ اهمیتی ندارند. بر اساس این دو فرض، تنها اثر نقدیِ دستکاریِ سود، اثر بر مالیات است.

5) هزینه‌ی معاملات صفر است، یعنی عدم تغییر قیمت سهم، به خاطر هزینه‌ی بالای انجام معامله (خرید یا فروش سهم) نیست، که اگر چنین باشد، ممکن است اطلاعات جدید به بازار برسد، اما به دلیل هزینه‌ی بالای انجام معامله، مشارکت کنندگان از انجام معامله خودداری کنند و قیمت سهم تغییر نکند و چنین به نظر آید که بازار به اطلاعات، واکنش نداد، پس کارا نیست. عدم تغییر قیمت باید به خاطر عدم تغییر در برآورد از جریان‌های نقد آتی شرکت باشد نه به خاطر سدی به نام هزینه‌ی انجام معامله.

 

 


منبع : گروه نرم افزار حسابداری و اتوماسیون اداری ارگس
این خبر توسط گروه نرم افزار حسابداری و اتوماسیون اداری ارگس برای سایت آماده شده است

سایر موارد

سایر مقالات

برخی نکات مرتبط با حسابداری 2
نرم افزار حسابداری - نکات و قوانین و اخبار مرتبط ب....
بیشترین نرخ بیکاری کشور در افزایش درآمد نفت
گروه مالی ارگس - آمارهای رسمی حاکی است که بیشترین ....
نرم افزار حسابداری قوی برای هر شرکتی ضروری است
اتوماسیون اداری ارگس - نرم افزار حسابداری قوی بر....
گزارشات تفضیلی در نرم افزار حسابداری
نرم افزار های حسابداری دارای گزارشات متعددی هستند.....
آشنایی با استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی (IFRS)
گروه نرم افزار حسابداری - ، آشنایی با استاندارده....
اسناد غیر تراز در نرم افزار حسابداری
در خیلی از نرم افزارهای حسابداری می توان سند حسابد....